عروج در تنهایی

تاریخ انتشار: 9 شهریور 99

نام حی بن یقظان از زمان شیخ الرئیس ابو علی سینا برای اهل تحقیق و معرفت پیوسته نامی آشنا بوده است. اولین داستان را ابن طفیل اندلسی نوشت و یگانه اثری است که از آثار او به جای مانده است. البته نوشتن این داستان را به سهروردی نیز نسبت داده اند. ولی اثری از آن باقی نمانده است. جامی شاعر معروف نیز این داستان را به نحوی به صورت شعر در آورده است. آخرین و شاید کاملترین این داستان را آیت الله صاحب الفصول(ره) به عربی نوشته و فارسی ترجمه که گرچه خود، آن را از راستان نقل میکند.

داستان «حی بن یقظان» یکی از شیرین‌ترین و عمیق‌ترین داستان‌های فلسفی عام اسلام است که نه تنها ابن طفیل، حکیم نامدار اندلسی، به شرح آن پرداخته است بلکه ابن سینا و سهروردی دو تن از فلاسفه نامدار ایران نیز بدان توجه کرده‌اند. موضوع این داستان، شرح زندگی یقظان و فرزند اوست. یقظان در نهان با خواهر یکی از سلاطین جزایر هند ازدواج می‌کند و هنگامی که فرزندی از این پیوند به وجود می‌آید، زن و شوهر، از بیم برادر، نوزاد را در تابوتی سربسته قرار می‌دهند و به دریا می‌اندازند. موج دریا تابوت را به جزیره‌ مقابل می‌برد. ماده‌آهویی که بچه‌اش را عقاب ربوده است از ناله طفل، متوجه او می‌شود و به پرورش او می‌پردازد. زندگی فرزند یقظان که با بیانی شیوا و لطیف توصیف شده، نشانی از سیر فلسفی و فکری آدمی است.