این جستار شامل 0 پاسخ ، و دارای 1 کاربر است ، و آخرین بار توسط  admin در 1 سال، 3 ماه پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #565

    admin
    سرپرست کل

    خانم ترکمان

    تاریخ : 01/08/2014

    جناب اقای غفارزاده

    با سلام و ادب

    احتراماً مقاله ی ویراستاری شده به حضورتان ارسال گردید

    ضمناً یادآور می گردم مقاله ی حضرتعالی بسیار گویا و رسا و بیانگر یکی از معضلات اجتماعی این روزها است. از نظر بنده اگر مضرات این رسانه ها در بنیان خانواده نیز مطرح گردد و اثراتی که شبکه های اجتماعی در فروپاشی کانون خانواده ها داشته است عنوان گردد ، مقاله ی فعلی بسیار کامل تر می شود. امیدوار است که کار اینجانب مورد رضایت جنابعالی قرار گیرد.

    با سپاس

    مریم ترکمان

    سرکار خانم مریم ترکمان

    با سلام و تشکر از زحمتی که کشیده و مقاله را ویراستاری کرده اید ، در مورد مطالبی که نوشته اید مایلم عرض کنم که البته ضررهای این نوع شبکه ها و خسارتهای اخلاقی آنها بر اقشار جامعه ، بر کسی پوشیده نیست و هیچ انسان دردمندی نمی تواند از اکنارین آثار منفی با بی تفاوتی بگذرد و صد البته این بنده هم که در همین جامعه زندگی می کنم و عرق دینی هم دارم نمی توانم از احساس درد بر این خسارت های احتمالی به سادگی صرف نظر کنم . اما مطلب بسیار مهم اساسی که اغلب بلکه همیشه حتی برای اندیشمندان و دلسوزان دینی مغفول مانده این است اینکه به موضوعات مطرح در کل عالم هستی ، می توان از دو منظر نگریست و از دو سطح نگاه کرد ، یکی از پایین به بالا و دیگری از بالا به پایین.

    آنچه امروز ، بلکه همیشه ، موازین شناخت اکثریت قریب به اتفاق گفته ها و نوشته های حتی دانشمندان را تشکیل می دهد این است که در شناخت هر موضوع از معارف و پدیده های هستی ، نگاهی از پایین به بالا دارند و می خواهند با این موازین ، موقعیت ، رسالت ، اهمیت ، اثرات ، و عواقب آن پدیده را بیابند . در این صورت البته به علت اینکه نگاه از پایین به بالا محدود به حد پایین است و احاطه پایین به بالا بسیار اندک ، اگر نگویک ناممکن حداقل می گویم نمی توانند بالا را ببینند ، لذا قضاوت ها همه در با آن موازین محدود که ذکر کردم ، بسیار ناقص ، بی نتیجه ، مغشوش و بی فایده است . مانند کسی که روی زمین ایستاده و می خواهد پشت بام را ببیند ، در آن حالت البته آنچه بیان می کند جز تصورات چیز دیگری را نمی تواند درک کند و به دیگران بیان نماید.

    اما اگر از بالا به پایین نظر کنیم چون احاطه بیننده از بالا به پایین ، کاملاً طبیعی است ، پس آنچه از اسرار عالم خواهیم یافت ، البته هر کس در حد توانائی خود ، درک و یافته ای شفاف ، روشن و با یقین خواهد بود . البته اینکه چگونه می توانیم بالا برویم و عالم و حقایق آن را از بالا ببینیم ، مطلبی است که به وقت دیگری می گذارم به همین دلیل است که در طول تاریخ ، با هر پدیده نو ، مخالفت و مقابله شده بدون اینکه بدانیم چیست و برای چه آمده ، از کجا آمده و چه کاری در برنامه منظم عالم بر عهده دارد.

    در آن نوشته سعی کرده ام به دو نمونه نگاه از بالا به پایین درباره شبکه های اجتماعی اشاره کنم . یکی نگاه جد بزرگوار شما به رادیوست که ایشان با وجود مشاهده عکس العمل های دیگران و علماء به این پدیده و آگاهی کامل از اثرهای منفی و مخربی که به واسطه آن ، نوع بشر خواهد داشت و ضرر هایی که احتمالاً از آن متوجه مردم خواهد شد ، به رسالت بسیار مهمی که طبیعت و خداوند علیم حکیم بر عهده آن گذاشته است را با مشاهده آینده آن را یگانه وسیله ایجاد یگانگی در نوع بشر در طول تاریخ و وسیله سعادت دنیا و آخرت دانسته و زمان ظهور این نوظهور را عصر رادیو می نامد.

    نمونه دیگر را از خود خداوند نقل کرده ام که با وجود آنچه انسانها بعد از آفریده شده در زمین از هیچ فساد و خونریزی رویگردان نخواهند بود ، با این همه او را به جای ملائکه به خلافت خود در زمین بر می گزیند چون مسیر حرکت ، رسالت ، قوای مودعه و آنچه ممکن است در آینده به عنوان جانشین او انجام دهد را می بیند. هدف خداوند متعال از خلق عالم ، ظهور خود او در این عالم است و او در بطن مادی طبیعت هزاران راز نهفته نهاده است که همگی باید به منصه ظهور و از پشت پرده غیب به صحنه شهود بیایند و هیچ کس و چیزی او را از هدفهایش جلو نمی گیرد. آنچه به یقین و بی تردید می دانیم این است که خداوند رب العالمین اهداف خود را از خلقت عالم هستی حتماً محقق میکند و از انسانها هر آنکس که با این اهداف همراه شود کامیاب می کند . وقتی بادی می اید تا دهقانان گندم درو کرده خود را باد بدهند و از گندم آن منتفع شوند ، ممکن است یک چراغ هم داخل خانه ای خاموش شود ، نمی شود برای حفظ یک چراغ ، خرمن های کوبیده را با گندمهایشان رها کرد. بلی وظیفه خردورزان در جامعه آگاه کردن ناآگاهان است و وظیفه سایرین گوش به هشدار های آنها دادن. مرحوم حاج شیخ ( رضوان الله علیه) در یکی از نامه های می نویسد : گرد خیابانها به چشم اهل کدروت و صفای آنها به چشم اهل صفاست. موفق و پیروز باشید.

    سعید غفارزاده

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.

support
با ما در تماس باشید
درخواست پشتیبانی
Please Wait
Please Wait