این جستار شامل 0 پاسخ ، و دارای 1 کاربر است ، و آخرین بار توسط  admin در 1 سال، 3 ماه پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #513

    admin
    سرپرست کل

    جناب آقای سید مرتضی مرتضوی

    با سلام فراوان و تشکر از نامه ای که فرستاده بودید و الطافی که معطوف داشته بودید، این بنده حقیر خود را لایق آنها نمی داند . بقول امیر المومنین (ع) وکم من ثناء جمیل لست اهلا له نشرته.(بار خدایا چه بسیار ثناء زیبایی که من اهل آنها نبودم وتو در باره من میان مردمان منتشر نمودی)

    سوالات چندی را مطرح فرموده بودید که در حد توانائی و اقتضاء پاسخ آنها را عرض می کنم:

    1-    سوال : تکلیف ناقص الخلقه های مادر زادی و کسانی که بر اثر ضربات و صدمات دچار زوال عقل می شوند چیست آیا مسئولیتی دارند؟ قیام و تکامل آنها چه صورت پیدا می کند؟

    پاسخ : آنچه را که به یقین می دانیم این است که لایکلف الله نفسا الا وسعها ( خداوند هیچ کس را جز به اندازه وسعش تکلیف نمی کند) و لایکلف الله نفسا الا ما آتاها ( خداوند هر کسی را به اندازه آنچه به او داده است تکلیف می کند) پس اگر نفسی در اثر دلیلی و به هر علتی – به قول شما زوال عقل – نتواند تکالیفش را تشخیص و انجام دهد مسلما تکلفی نیست تکلیفی ندارد .

    اما اینکه قیام و تکامل آنها به چه صورتی می تواند باشد؟ در کتاب “رازهای رستاخیز” قیام و تکامل کودکانی را که قبل از تکلیف از این دنیا می روند را از روی منابع موثق بیان کرده ام که در آن دنیا تحت تربیت بزرگان گذشته از جمله حضرت ابراهیم (ع) که شکننده بتهای کوچک بود قرار می گیرند و نواقص خود را در عالم برزخ رفع می نمایند. این بیان کاملا براساس آنچه در آن کتاب بر شمرده ایم عقلانی و قابل قبول است .

    2 – سوال : در مورد قضا وقدر است .

    پاسخ : در مورد قضا و قدر هم نسبتا مبسوط در همان کتاب در یک مبحث جداگانه بحث شده است لطفا مراجعه کنید . آنچه در اینجا میتوانم بیان کنم اینکه اگر نگاهی به شان و منزلت انسان بیاندازیم و جایگاه او را در این عالم پیدا کنیم، در آن صورت خواهیم دید که هیچ حادثه ای در عالم بدون دخالت اختیار انسانی – حد اقل آنچه که انسان به آن می تواند مسول و ماخوذ واقع شود – اتفاق نمی افتد. در عین حال اگر این امر کاملا ثابت است که: لا موثر فی الوجود الا الله، پس همه اتفاقات و حوادث در زندگی انسانها به قضای الهی صورت می گیرد، اما عمل خود انسان آن را مقدر می دارد یا بهتر بگویم که خداوند به قدر و اندازه عمل انسان قضا و حکم صادر می کند . نقل کرده اند که امیرالمومنین (ع) در حال عبور از کوچه ای بودند و به نزدیک دیواری که احتمال خراب شدن و فروریختن آن بود رسیدند و راه خود را کج کرده کمی – و آنقدر که از منطقه خطر دور شوند – به راه خود ادامه دادند. یکی از ملتزمین رکاب عرض کرد : افررت یا علی من قضا الله ( یا علی آیا از قضای خداوند فرار کردی ؟) و ایشان در جواب فرمود: فررت من قضاء الله الی قدر الله ( از قضای خداوند به سوی قدر او فرار کردم ) معنای این حرف این است که اگر من به وظیفه خود که اجتناب از هر خطری واجب است، عمل نمی کردم فرمان خداوند براساس عمل من اندازه گیری شده و حکم صدمه دیدن من امکانا به علت ارتکاب آن عمل خلاف صادر می شد. لذا من عمل خود را درست انجام دادم تا خداوند در اثر اندازه گیری این عمل من حکمی مبنی بر صدمه من صادر نکند. و همانطور که شما هم نقل کرده اید سرنوشت انسانها چیزی نیست که از قبل توسط خداوند بر آنها تحمیل شده باشد که در آن صورت البته تکلیف و انذار از گناه بی مورد است.

    گرچه آنچه بین مردم شایع است، ترتیب “قضا و قدر ” مورد بحث است ولی در روایات بر ترتیب قدر و قضا اصرار شده است. چون اول عمل انسان اندازه گیری می شود سپس قضا و حکم بر مبنای آن صدر می گردد.

    3 – در مورد بداء سوال فرموده بودید: باید عرض کنم که خود شما مطالبی در این مورد مرقوم فرموده اید. بداء هم مانند مسائل بسیار دیکر از معارف دینی مخالفین و موافقین جدی خود را دارد .

    البته تا جائی که بنده می دانم سر فصلی بنام بداء در معارف دینی نیست ولی در پاره ای از موارد و طی پاره ای جوابها، امام (ع) فرموده اند که: ذلک من البداء (علت این امر بداء است ).

    موافقین می گویند که ان الله علی کل شیئی قدیر پس نمی توان عمل او را محدود به هیچ حدی کرد . به عبارت دیگر در هر موردی که خداوند حکمی و امری صادر کرده باشد، خود می تواند بی هیچ مسئولیتی آن را تغییر دهد . لا یسئل عما یفعل وهم یسئلون .

    مخالفین می گویند: خداوند حکیم وعلیم است اگر در امری اراده مقدسش به اجراء آن تعلق گیرد هرگز او را نسزد که از اراده اولیه برگردد، چون در این صورت او با علم و حکمت عمل ننموده است و ان الله علی کل شیئی قدیر در مورد نقض اراده او معنی ندارد.

    اما هر دو این گروه از درک معنی بداء دور افتاده اند . استاد بزرگ ما، مرحوم صاحب الفصول (ره) می فرمود : بداء ظهور بعدالخفاء نیست بلکه اظهار بعد الاخفات است. به عبارت دیگر بداء آن نیست که امری، برای خداوند در اتخاذ اراده اش معلوم نبوده ولی بعدآ برایش آشکار شود، بلکه او خود اموری را به حکمت بالغه اش مخفی می کند و به حکمت بالغه اش آشکار می نماید. مانند یک پزشک که بر بالین مریضی حاضر می شود و به فراخور حال او دستورات و پرهیزهای سخت و شدیدی مقرر می دارد اما پس از یک یا چند روز حال مریض را رو به بهبودی دیده و دستورات غلاظ و شداد خود را ملغی و دستورات خیلی بهتر و آسانتری را صادر می کند. در سومین ویزیت او را کاملا مریض زا از آنها رها نموده و امر به آزادی از بیمارستان می دهد . این عمل پزشک که از سنخ بداء است هرگز دلیل بر غافلگیری او در درمان مریض نیست. بلکه او خود همه این صحنه ها را چیده واداره کرده است.

    با آرزوی سلامتی و توفیق هرچه بیشتر برای جنابعالی التماس دعای عاجزانه دارم . موفق و پیروز باشید.

    ارادتمند سعید غفارزاده

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.

support
با ما در تماس باشید
درخواست پشتیبانی
Please Wait
Please Wait