این جستار شامل 0 پاسخ ، و دارای 1 کاربر است ، و آخرین بار توسط  admin در 1 سال، 3 ماه پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #515

    admin
    سرپرست کل


    برادر عزیز جناب آقای محمد علی وهاب آقائی

    یادداشتی را که به بنده داده بودید بارها خواندم . البته چون عنوان آن معلوم نبود نفهمیدم که خطاب به کسی بوده یا فقط یادداشتهای شخصی است؟ .

    بهر حال آنچه را می دانم در اطرفاش هر مطلب را در چند جمله می نویسم با اینکه در چندین جلسه مطالبی را که حق می دانستم بر اساس شواهد معتبر بعرض حضار رساندم . الان بعد از نوشتن این مختصر ترس از آن دارم که بحث به جدل کشیده شود که شرعاً حرام است. بهر حال عرض می کنم : 1- در اینکه قرآن یک باره ( به اعتبار لفظ انزال) به پیامبر نازل شده است هیچ تردیدی نیست ولو هر کس بهر نحوی در آن تشکیک کند یا با انواع تعابیر، معانی و مفاهیم دیگر برای آن بیان کند چون نص صریح قرآن است و نمی توان در آن تردید کرد . حتی به نص فرموده ائمه معصومین (ع)، اگر هم روایتی در مخالفت بر این امر بوده باشد نمی توان پذیرفت.

    1-    آنچه پیامبر در آن شب طی یک جرقه به وسعت همه عالم گرفت همه قرآن بود . چون اگر همه قرآن نبود می بایستی ” انا انزلنا منه” می آمد که نشان از آن بود که قسمت و نه همه قرآن در آن شب مبارک بر آن دل مبارک نازل شده است .

    2-    پیامبر همه آنچه را که گرفته بود نه تنها حفظ کرده بود بلکه خود همه آن حقایق شده بود. چون وقتی یک پزشک علم پزشکی را می آموزد در حقیقت سمبل آن دانش می شود والا لنگ حمام است آخر کندنی است.

    3-    آنچه پیامبر درآن شب گرفت در حقیقت ام الکتاب بود چون خود قرآن این متن موجود در دست ما را، مشتق از ام الکتاب می داند .

    4-    در آن “ام الکتاب” همه ” لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین” آمده بود.

    5-    آنچه آمده بود کلیت تمام حقایق عالم بود که “ذکر للعالمین” لقب گرفت که خود پیامبر را هم ذکر للعالمین کرد اما در عین حال آن حقایق می بایستی با مقیدات عالم طبیعت و عنصر، برای استفاده انسانها ی طبیعی و عنصری تنظیم می گردید . ظاهراً به مثالی که زدم توجه نفرموده اید. گفتم وقتی کسی درعلم پزشکی فارغ التحصیل می شود همه آنچه عالم پزشکی اش می نامند را فرا می گیرد. اما باید آنچه را که آموخته بصورت عملی برای بیماران بیان و با تشخیص درد و تعیین دوا و نوشتن نسخه، آنها را درمان کند. بیان کلیت حقایقی که او در دروس دانشگاه آموخته است گرچه همه حقیقت است اما هرگز چاره ساز درد بیماران نیست. لذا وقتی بیمار در مطب به او مراجعه می کند با آنچه را که آموخته است بصورت چند قرص و کیسول به او منتقل کرده و زمان و مقدار آنها را هم دستورداده و عافیت را به او به ارمغان می آورد.

    6-     آنچه در شب 27 رجب همان سال، به پیامبر دستور داده شد “اقراء” (بخوان) بود نه (اعلم) یعنی بدان یا بیاموز. و می دانیم که وقتی به کسی می گویند بخوان، منظور خواندن آنچه در یک نوشته در ذهن دارد است. حتی در تمام سوره علق به عنوان اولین سوره هیچ نشانه ای از بدان یا بیاموز به چشم نمی خورد.

    7-    به او دستور می رسد تا آنچه را که در نفسش تحقق یافته را بخواند . اما نباید فراموش کرد که وجود مقدس او گرچه ذکر للعالمین شده بود ولی در این عالم خاکی و طبیعی زیست می کرد و محکوم به قیود این عالم بود قیودی که برداشتن آنها از این عالم ممکن نیست. به همین علت او از ناملایمات می رنجید ، از جهل و نادانی و دنیا پرستی مردم زمانه آزرده می شد. بیمار و رنجور می گردید. از بی وفائی یاران قلبش بشدت فشرده می شد. حتی طبق صریح آیه قرآن این امکان هم وجود داشت که ایشان بعضی از آیات را بعلت مخالفتهای مخالفان واگذارد و یا در اجراء آنها در جامعه اصرار ننماید : فلعلک تارک بعض ما یوحی الیک و ضائق به صدرک ان یقولوا لو لا انزل علیه کنزا و جاء معه ملک انما انت نذیر و الله علی کل شیئی وکیل (هود 12)

    8-    فلذا سیستم وحی او را با ربوبیت خداوند رب العالمین لا یزال تحت نظرداشت . و اصبر لحکم ربک فانک باعیینا وسبح بحمد ربک حین تقوم (طور52) نزول مکرر جبرئیل امین ( روح الامین) به سا حت مقدس رسول الله، به این علت نبود که او هر چه را که در شب قدر گرفته بود فراموش کرده بود و یا کلیت آنها برای هدایت و انذار مردم کافی و وافی نبود. بلکه به این علت بود که ممکن بود پیامبردر پیاده کردن آنچه آموخته بود بجهت قیود عالم طبیعت که دست و پایش را بشدت می بست دچار احساسات یا عواملی از این دست بشود. و لو لا ان ثبتناک لقد کد ت ترکن الیهم شیئا قلیلا اذا لاذقناک ضعف الحیوه و ضعف الممات ثم لا تجد لک علینا نصیرا- و ان کادوا لیستفزونک من الارض لیخروجک منها و اذا لا یلبسون خلافک الا قلیلا – سنت من قد ارسلنا قبلک من رسلنا و لا تجد لستنا تحویلا (اسرا 74-77). این روشی است که به قرار آیه فوق، در باره همه پیامبران معمول بوده است و به صورت سنتی غیر قابل تعویض در آمده بوده است .

    9-    با ترتیباتی که گفته شد آنچه می بایست توسط رسول (ص) در مورد و موقع خود گفته شود خوانده می شد. حضور فرشته وحی برای نظارت در القاء آن به مردم بود. گاهی رسول گرامی به ملاحظاتی می خواست که موضوع را زودتر ابلاغ کند که گفته می شود ولا تعجل بالقران من قبل ان یقضی الیک وحیه و قل رب زدنی علما. در خواست ازدیاد علم هم برای ابن بود که هر چه بیشتر در مناسبت مکان و زمان ابلاغ آنچه می بایست، بینا تر شود.

    10-            از مواردی که در این مورد مبهم بوده است اینکه به آن بزرگوار گفته می شد: و قال الذین کفروا لو لا نزل        علیه القرآن جمله واحده کذالک لنثب به فؤادک و رتلناه ترتیلا (فرقان- 32 ) البته گویندگان این قول که کفار بودند، مطمئنا از نزول قرآن ( با لفظ انزال) آگاهی نداشتند و در مرحله اجراء رسالت از رسول (ص) می خواستند که همه را یک باره بیاورد و کار را تمام کند. خداوند علت تنزیل ئ ترتیل خاص قرآن تثبیت قلب پیامبر می خواند .

    برای توضیح در این مفوله به مثل آن پزشک بر می گردم . وقتی یک دکترای پزشکی بعد از گرفتن دانشنامه پزشکی در مطب برای مریض نسخه می نویسد ، با اینکه کاملا آن را بر طبق قوانین پزشکی که در دانشگاه خوانده، تنظیم می کند و همه ملاحظات را می نماید، اما واقعا صد درصد نمی داند آیا درد را درست تشخیص داده است ؟ آیا دوا و درمان دقیقا همین است که تجویز کرده ؟ آیا این مریض با این شرایط سنی، جنسیتی، وزن بدن، در این زمان از سا ل (مثلا گرمای تابستان و یا سرمای زمستان) با این نسخه و درمان کاملاً بهبودی خواهد یافت؟ آیا در بدن مریض حساسیت ها و سایر ویژگیهای ژنتیکی هست که مانع تاثیر دارو شود؟ . آیا مدت درمان کم و یا زیاد نشده است و شاید دهها سؤال دیگر. به همین علت همیشه دیده ایم که پزشک به مریض می گوید بعد از چند روز (معمولا مشخص می کند) باز هم بیا و یا تلفنی حالت را بمن بگو. و چه بسا برای همین بیماری در مدت زمان دیگر، داروی دیگر، به مقدار متفاوت یا زمان بیشتر تجویز می کند . البته همه می دانیم که هرچه بر دوره طبابت او می گذرد این تجربیات بیشتر و بیشتر و به اطمینان از عمل طبابتش افزوده می شود که او صد ها مریض را با همین مشخصات داشته و معالجه نموده پس اشتباهش به حد اقل رسیده است. البته نگرانی پیامبر از اشتباهات احتمالی نبود، که او همه حقیقت عالم را یک باره گرفته بود، بلکه نگرانیش از قبول مردم بود که با هم تفاوت های بسیار داشتند هر کدام به مقتضای نفسانیات خود در زمانش خود رسول و مردمی که باید سالها و قرنها بعد بیایند و از نسخه های او استفاده نمایند.

    11-            این که نوشته اید پیامبر در هر مورد آنچه را که باید ابلاغ می کرد، آیه به آیه و کلمه به کلمه از ملک وحی می گرفت و می خواند، باید گفت که او در حکم یک بلند گوی بی جان نبود که فقط وظیفه اش انتقال کلام باشد. چون او همه آنچه را که باید بگیرد گرفته بود و این برداشت نه تکریم پیامبر است نه تعظیم خداوند. خداوند متعال بنده ای را آنچنان تربیت کرده و به او کرامت عنایت کرده بود که آیینه تمام نمای او گردد . درقرآن هم می خوانیم : وانه لقول رسول کریم ذی قوه عند ذی العرش مکین مطاع ثم امین و ما صاحبکم بمجنون و لقد راه بلافق المبین و ما هو علی الغیب بضنین و ما هو بقول شیطان رجیم فاین تذهبون ان هو الا ذکر للعالمین لمن شاء منکم ان یستقیم (تکویر19- 28) . در پاره ای تفسیرها، رسول را به جبرئیل تعبیر کرده اند. در حالیکه اگر قرار باشد قرآن کریم قول رسول باشد چه رسولی دارای قوتی بالاتر، در نزد خدای صاحب عرش با مکانت بیشتر، واجب الاطاعه و با امانت تر از رسول اکرم (ص) ؟. مگر او خود نگفت که در اسراء بسوی خداوند، جبرئیل از رفتن ایستاد و من تنها نزد خدایم رفتم و جبرئیل به من گفت که پای هیچ انسانی تا به امروز به اینجا نرسیده، تو تنها برو که : لو دنوت انمله لاحترقت ، اگر یک بند انگشت پا پیش بگذارم حتما خواهم سوخت . مگر او فانی فی الله نشده بود، در آن صورت او حاکم بر وحی بود و وحی بفرمان او، بر عالم در تما م صورتهایش جاری بود و هست. اگر او فانی فی الله شده باشد چه فرقی می کند که کلام مال چه کسی باشد مگر همه چیز از خدا نیست . بزرگی و عظمت او و همه او لیاء و انبیاء در این است که اصلا ” خودی” ندارند ، این تصور ما اینکه او مستقل از خدا شخصیتی داشت کاملا اشتباه است . به علت اینکه ما نمی توانیم این مقام را برای آن بزرگوار بشناسیم دچار این اشتباهها می شویم و او را از مقام و منزلتش پایین می آوریم. د ر قرآن هیچ ملکی را که در احسن تقویم آفریده شده، به مقام خلیفه الهی رسیده ، به ردای کرمنا مخصوص شده ، امانت عظمی به او سپرده شده باشد. اگر فکر می کنیم که این جبرئیل بود که طبق این آیه در افق مبین بود ، مگر در مورد رسول الله (ص) در سوره النجم نمی خوانیم: و هو بالافق اعلی ثم دنی فتدلی فکان قاب قاب قوسین او ادنی . اینها همه وهمه در شان یک انسان کامل اند نه یک ملک .

    12-            مطلب دیگر که نوشته اید از سوره قیامت است : لا تحرک به لسانک لتعجل به ان علینا جمعه وقرآنه و فاذا قرئناه فاتبع قرآنه . فقط جنابعالی نیستید که این برداشته را از این آیات کرده اید تفاسیر هم همین برداشت را دارند. در حالیکه اگر سه بارکلمه قرآنه قرئناه و قرآنه در این آیات مبارکات به کار رفته استفاده از معنای خواند است نه کتاب قرآن. به عبارت دیگر این آیات اصلا در مورد قرآن نیست و اشتباه شده است و در آیات پیش و پس آن ها هیچ مطلبی در باره قرآن و وحی و پیامبر نامیده است . بلکه در مورد عمل کرد انسانها در قیامت است که بعد از ذکر اینکه : ینئوالانسان یومئذ بما قدم و اخر- بل الانسان علی نفسه بصیره ولو القی معاذیره به او گفته می شود که خود برای خودت تعیین تکلیف نکن . ما باید عمل تو را جمع و تفریق کنیم و ببینیم که در مجموع کجائی هستی وقتی ما تعیین تکلیف کردیم آن وقت تو تابع همان تکلیف باش . مانند اینکه محصلین بعد از هر جلسه امتحانی همه خود را قبول شده با نمره بالا می دانند و معلم به انها می گوید صبر کنید تا من ورقه ها را تصحیح کنم آن وقت بشما خواهم گفت که کدام قبول و کدام رفوزه اید.

         در این مورد عین نوشته تفسیر مجمع البیان را از جلد 26 صفحه 113 نقل می کنم :

    بلخی گفته آن خدائی که او را بر گزیده اراده نکرده قرآن خواندن او را بلکه اراده کرده قرائت بندگان خدا پرونده اعمالشان را در روز قیامت و دلیل این ما قبل و ما بعد آیه است و نیست در آن چیزی که دلالت کتد بر اینکه مقصود، قرآن است و نیست چیزی از احکام دنیا و در این مطلب سرکوبی بنده و سرزنس اوست هنگامیکه می گوید لا تحرک لسانک زبانت را مجنبان به آنچه در پرونده اعمال توست یعنی بخوان کتاب خود را و شتاب هم مکن . پس مسلم اینست آن کسیکه او بینا بر نفس خود است وقتیکه گناهان خود را دید و ناراحت شد و شتاب کرد (وگفت ما لهذا الکتاب….) پس به او از باب توبیخ و سرزنش گفته می شود عجله و شتاب مکن و آرام باش تا بر تو حجتی معلوم شود پس ما آنرا برای تو جمع کردیم پیروی نما آنچه جمع نمودیم به پذیرفتن حکمتهای آن و تسلیم بودن آثاری که در آن است زیرا که ممکن است آنرا انکار کنی .

    استدعا می کنم سوره قیامت را با دقت از اول تا آخر قرائت کنید. البته شرح بسیار مفصل را می طلبد که در اینجا به همین بسنده می کنم.

    امیدوارم که این مطالب مفید بوده باشد

    با التماس دعای فراوان                                                 سعید غفارزاده

    • این جستار 1 سال، 3 ماه پیش توسط  admin اصلاح شده است.
    • این جستار 1 سال، 3 ماه پیش توسط  admin اصلاح شده است.
    • این جستار 1 سال، 3 ماه پیش توسط  admin اصلاح شده است.
    • این جستار 1 سال، 3 ماه پیش توسط  admin اصلاح شده است.

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.

support
با ما در تماس باشید
درخواست پشتیبانی
Please Wait
Please Wait