این جستار شامل 0 پاسخ ، و دارای 1 کاربر است ، و آخرین بار توسط  admin در 1 سال، 5 ماه پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #509

    admin
    سرپرست کل

    جناب آقای حیدری

    باسلام وتشکر از ایمیل شما و تعذر از تاخیر در جواب که به علت علاوه بر مشغله ی زیاد، پرسشهای چندی هم همیشه از پاره ای از آشنا و نا آشنا دارم و باید جوابشان دهم اتفاق افتاده است.

    1-    در مورد علم ومعرفت پرسیده بودید . اگر بخواهم در یک جمله بگویم، عرض می کنم علم آگاهی است و معرفت شناخت و آگاهی مقدمه­ی شناخت است. و اگر بخواهم توضیحی بدهم عرض می کنم امروزه تعبیرهای مختلفی از علم می کنند . عده ای از روشن فکران دینی و غیر دینی، مظاهر جدید زندگی از قبیل اختراعات و اکتشافات، و بکار گیری وسائل جدید برای راحت زیستن امروزی را علم می نامند. اما علم در حقیقت آن رشته آگاهیهایی است که بتوانند جواب “چرا ها” را بدهند. توضیح بیشتر اینکه انسانها از زمانی که تفکر آموختند برای هر اتفاقی که در اطراف خود می دیدند دو نوع سؤال در ذهنشان خطور می کرد یکی اینکه “چگونه” اتفاق افتاد و دوم اینکه “چرا” اتفاق افتاد ؟ کم کم به علت اینکه چگونگی حوادث و یافتن جواب آن کاملاً محسوس بود و پاسخ چراها بسیار دشوار ، کم کم سؤال چگونه ها و پاسخهاشان همه ذهن انسانها را پر کرد و سؤال و جواب “چرا ها” به فراموشی سپرده شد. تداوم تفکر و تعمق انسان روی چگونه ها باعث پیشرفتهای اعجاب انگیز در انواع واقسام رشته ها و بیرون آمدن هزاران راز از پرده ی غیب به صحنه ی شهود شد. زرق وبرق این تازه مولودها به صورت اختراعات واکتشافات بی شمار آنچنان چشم آدم ها را خیره کرد که خود را گم کردند و همه آنچه را که باید بدانند را همین “چگونه ها” و پاسخ به آنها فرض کردند.

    شما ببینید در صدها رشته­ی به اصطلاح علمی تمام سعی وکوششهای روزانه میان هزاران دانشمند و محقق همه بحثها سؤال چطور و پاسخ به چطور است. در علم پزشکی می پرسند فلان بیماری چگونه به وجود می آید ؟. فلان دارو چگونه نه اثر می کند؟ . در رشته ی صنعت می پرسند چطور باید فلان دستگاه را ساخت ؟ چطور باید تعمیر کرد ؟ چطور باید از آن استفاده کرد؟ آیا شما چیزی غیر از اینها سراغ دارید؟ ولی به خوبی می دانیم که همه اینها صنعت یا تکنو لوژی هستند . صنعت یا تکنولوژی همانطور که گفته شد طی هزاران سال، هزاران راز را در رشته های مختلف از پشت پرده ی غیب به صحنه ی شهود آورده است که سعی همه دست اندر کاران که مأموران الهی برای زایاندن این نوزدان از بطن طبیعت بوده اند البته مأجورو مشکور است و قدری بس والا در جاامعه دارند وباید داشته باشند. اما همه می دانیم که همه قضیه آگاهیهای انسان فقط اینها نیستند و به فصل بسیار وسیعی از آنچه انسان باید بداند و آن پرسش و پاسخ “چراها” است اصلا پرداخته نشده است، و اصل آگاهیهایی انسان آنهایند.

    دوران چگونه ها از نقطه صفر شروع شده و با یک زاویه ی باز از پایین به بالا آمده است . بدین معنی که اگر مثلا نقطه آغاز آن را اختراع چرخ در چندین هزار سال پیش بدانیم سایر اختراعات وکشفیات یکی بعد از دیگری در تکمیل همدیگر زاده شده اند . و چون سیری از وحدت (مثلا همان چرخ) رو به کثرت ( اینهمه کشف واختراع وابتکار ) داشته است لذا ذاتاً تفرقه بیانداز است و باعث اینهمه اختلاف ، خون ریزی، جنگ وجدال وخرابی گردیده است. اما در عین لازم ومرحله ی مقدماتی دوران و فصل چراهاست ، پس از به وجود آمدنش و ادامه اش هیچ چاره ای نبوده ونیست .

    اما برعکس، دوران “چراها” (بطور خیلی خلاصه) سیری از بالا به پائین با یک زاویه ی باز داشته اند. آغاز گر این فصل مکتب وحی بوده یا در اصل برای تبیین این فصل آمده است. پیامبران الهی آمدند تا چرائی اتفاقات و حوادث را در عالم نشان دهند. آمدند به بشر بگویند چرا به این دنیا آمده ای ؟ از کجا آمده ای ؟ چرا در این دنیا زیست می کنی ؟ چرا می میری ؟ کجا می روی و چرا می روی؟. با تبیین این مسائلِ بسیار بنیادی، به بشر بگویند همین زندگی در این دنیا، زمینه ساز یک زندگی در ابدیت است ، پس آگاه زندگی کن، آگاه بمیر تا بتوانی زندگی در آن ابدیتِ بی انتها را برای خودت تأمین کرده باشی والا در ابدیت گم می شوی و تا خود را بیابی و بفهمی چه کاره ای راهی بس طولانی در پیش داری. ولا ترحلن بلا عدة /فان الطریق بعیدُ بعید.

    انسان مطیع این مکتب، می تواند در حالی که از خوبیهای دوران چگونه ها بهترین استفاده را ببرد، در عین حال از مزایای بی نظیر مکتب وحی و فصل چراها استفاده کند. آمدن دوران چراها در کل عالم و برای همه بشریت حتمی است اما باید یک سیر طولانی را در دوران چگونه ها طی کند تا آهسته آهسته وارد دوران “چراها” بشود . این دوران بر خلاف چگونه ها، بشریت را از تفرقه ، جنگ ، خونریزی جمع کرده به سوی وحدت خواهد برد. و این همان وعده های وحدتی است که کتب آسمانی –مخصوصا قرآن – به وعده داده اند.

    استیفن هاوکینگ فیزیک دان معروف انگلیسی در آخرین پاراگراف کتاب ” تاریخچه زمان” می نویسد: تا به امروز بیشتر دانشمندان سرگرم ابداع تئوری های نو برای توضیح این موضوع بوده اند که کیهان چه است؟، تا این که بپرسند چرا هست ؟. از سوی دیگر آنان که حرفه شان این است که بپرسند چرا، یعنی فیلسوفان ، نتوانستند خود را همگام با پیشرفت تئوری های علمی نگه دارند. …….اما در سده های نوزدهم و بیستم ، دانش برای فیلسوفان و یا هر کس دیگری به جز معدودی، بیش از حد، فنی و ریاضی شد. فیلسوفان دامنه پرسشگری خود را آنقدر کاهش دادند که وینگشتین مشهورترین فیلسوف این سده گفت: تنها وظیفه ای که برای فلسفه باقی مانده ، تحلیل زبان است. چه سقوطی از سنت بزرگ فلسفه از زمان ارسطو تا زمان کانت. که برای فلسفه باقی مانده ، تحلیل زبان است. چه سقوطی از سنت بزرگ فلسفه از زمان ارسطو تا زمان کانت. اما اگر ما یک تئوری کامل کشف کنیم، باید به مرور زمان برای همگان مفهوم شود، نه فقط برای شماری دانشمند. بنابراین همه ما، فیلسوفان، دانشمندان و مردم عادی، خواهیم توانست در بحث این پرسش که: “چرا” ما و کیهان وجود داریم شرکت کنیم. اگر پاسخ آن را پیدا کنیم، پیروزی فرجامین خرد انسان خواهد بود، زیرا آنگاه ما از ذهن خدا آگاه خواهیم شد.

    خودايندانشمندبلندپايهاعترافميكندكهسيردردوران”چگونهها”خردفرجامينانسانها نیست . خرد فرجامین یعنی پی بردن به علت ها و ریشه یابی حوادث. در قرآن این موضوع با تعبیر “تأویل احادیث” آمده است. مثلا در دادستان حضرت یوسف (ع) وقتی پدرش به او می گوید خواب خود را به برادرانت تعریف نکن که شیطان از اول دشمن آشکاری برای انسان بوده است . بعد می فرماید: کذلک یجتبیک ربک و یعلمک من تأویل الاحادیث و یتم نعمته علیک…..در پایان سیر 35تا40 ساله آن حضرت و امتحانات فوق تحمل، وقتی دوره ی تعلیماتش تمام می شود و آنچه باید بشود می شود، به خدای خود عرض می کند : رب آتیتنی من الملک و علمتنی من تأ ویل الاحادیث فاطر السموات والارض انت ولیی فی الدنیا و الاخره توفنی مسلماً و الحقنی بالصالحین. پس علم آگاهی است ، آگاهی حقیقی انسان وقتی حاصل می شود که انسان به علت های آنچه در دنیا اتفاق می افتد آگاه شود. معرفت شناخت است و معرفت حقیقی بعد از آگاهی حقیقی به دست می آید. وقتی بتوانیم ریشه یابی حوادث کنیم در آن صورت می توانیم مؤثر اصلی و عمل کرد او را در عالم هستی دریابیم . و شناخت آن مؤثر جقیقی معرفت حقیقی است. البته گفتیم ورود به دوران چراها به علت اینکه دوران بلوغ انسانهاست پس صبر بسیار بباید تا تحقق یابد اما در عیین حال این راهم باید بدانیم که در انسانهائی که یک شبه ره صد ساله رفته اند بسیار سریع بع بلوغ می رسند پس این حالت بسیار سریع حاصل می شود . یرونه بعیداً ونراه قریباً.

    آنچه در مرود سایر سؤالات شما می دانم را خواهم نوشت انشاءالله سریعتر

    بالتماس دعا

    سعید غفارزاده

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.

support
با ما در تماس باشید
درخواست پشتیبانی
Please Wait
Please Wait