این جستار شامل 0 پاسخ ، و دارای 1 کاربر است ، و آخرین بار توسط  admin در 1 سال، 3 ماه پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #548

    admin
    سرپرست کل

    جناب آقای احسان پیراینده

    باسلام وآرزوی مزید توفیقات جنابعالی در خدمت به اسلام ومسلمانان با عرض معذرت لازم دیدم مسایلی را با جنابعالی در مورد جلسات به اطلاع برسانم.

    از اینکه شما و همکارانتان در تجدید حیات این جلسات سعی کافی می نمایید مایه خوشحال و تشکر است . اما برای پر بار تر کردن این زحمات باید به نکاتی توجه کنیم:

    1-    جامعه امروز ما مخصوصا نسل جوان دچار بحران های دینی شدیدی است که یکی از آنها بحران اعتقادی است . به عبارت دیگر کلیه آن اعتقادات سنتی در جامعه از هم پاشیده شده است. نگاه نکنید به اشخاصی که در اطراف ما هستند و از پاکی نیتشان هنوز آن باورها را دارند. گرچه شاید ما و شما خودمان را مسؤل همه جامعه ندانیم ولی باید دقت کنیم که وقتی همین مؤمنین دور بر ما، در جامعه الزاما شرکت می کنند، رفت و آمد و برخوردهای کاری ، خانوادگی …دارند وقتی عقاید خود در را که ما به آنها تحویل می دهیم جامعه باز گو می کنند مورد انکار و حتی تمسخر واقع می شوند وچون نمی توانند آنطور که باید طرفهای شان را قانع کنند، حرفهای آنها را باور می کنند . نتیجه این می شود که چه بمن وشما اظهار بکنند یانه در باور هاشان سست می شوند.

    2-    آنچه ما از تعلیمات مرحوم حاج شیخ (ره) یاد گرفته ایم این است که اول اعتقادات خود مان را براساس حس وشهود با یقین در یابیم سپس به دیگران به همین روش منتقل کنیم . لازمه دیدن حقایق عالم حسا وشهودا پرهیز از هرگونه تقلید از هر کس است . به عبارت دیگر ما که قرآن و روایات معتبر مروی از پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین را کاملا حق می دانیم که حاوی حقایق عالمند در عین حال آن حقایق را باید در عالم بیابیم و انگشت رویشان بگذاریم وگرنه تقلیدی عمل کرده ایم از قرآن یا روایات . نتیه این می شود که وقتی مطلبی را نقل می کنیم و آیه قرآن و یا روایت امام را دلیل می آوریم دیگران برداشتها وتفاسیر دیگری از آن آیه یا روایت دارند و یا سند روایت را که شما محکم می دایند اصلا قبول ندارد.

    3-    ازهمه بدتر اینکه به علت ایجاد و تشدید بحرانهایی که عرض کردم متاسفانه – مخصوصا نسل جوان – نه خدا را ،نه پیغمبر را ، نه امام و روایت را ، نه کتب روایی هیچ کدام را قبول ندارند . در این صورت این اتفاق مصیبت بار می افتد و افتاده که حرفای ما برای آنها اصلا ارزشی ندارد. نتیجتا ما از سنگر عقب نشسته ایم و اعتقادات خودمان را درون گروهی کرده   ایم . به عبارت د یگر به شنوندگان ادعاهایمان می گوییم اگر مسلمان و شیعه هستی و قرآن وروایات را قبول داری من با تو حرف دارم و الا نه. تازه در این حالت هم بازهم شنونده اگر کمی اهل مطالعه باشد خواهد گفت فلان تفسیر چیز دیگری نوشته و این روایت معتبر نیست. آیا ما حرفی برای گفتن به همه اینها نداریم؟. نمی دانم آیا شنیده اید آنچه را که متدینین – نه بی دینان- در باره کتاب بحار الانوار که شما اغلب از روی آن مطالب را با اطمینان نقل می کنید چه می گویند؟ اغلب – بجز قشری که تاحدودی آشنا هستند و یا حوزه رفته اند – بنحو ناشایستی تحقیر حتی مسخره می کنند. خود بنده البته دوره کامل 110 جلدی این کتاب را دارم واگر به نوشته های بنده مراجعه نمایید ، بسیار از آن کتاب نقل کرده ام . اما برداشت من و شما ملاک نیست بلکه جو جامعه ای که در آن زیست می کنیم ملاک عمل است.

    4-    اما دأب و روش استدلالی قرآن درون گروهی نیست. بلکه در تفهیم مشکل ترین معارف، مردم “عادی” را خطاب قرار می دهد که: یا ایها الناس ان کنتم فی ریب من البعث فانا خلقناکم من تراب ثم من نطفه …..و می دانید که ناس شامل همه مردم از عامی و عالم می شود. مطالب را به نحوی بیان می کند که ما اگر کسی به زبان قرآن آشنا و رمز و رازهای آن آگاهی داشته باشد نمی نتواند انکار نماید. ما هم با تعلیماتی که انشاءلله گرفته ایم باید بتوانیم طوری مطالب را بر اساس یقینیاتی بیان کنیم که با اطمینان خاطر در قلب بنشیند. آنانی که امروز مسایلی چون ولایت، امامت، عصمت ، وصایت ….را انکار می کنند مطمئنا همه آن روایات را خوانده اند و در مواردی با همان روایات این مطالب را رد می کنند. به باور و تجربه بنده ما بفضل خداوندی و عنایت و وساطت مرحوم حاج شیخ این توانائی را داریم که این مهم را انجام دهیم . این بنده حدود شاید نزدیک بیست سال پیش در یک مجلس دعای کمیل که عده بسیار زیادی از طبقات مختلف مخصوصا روشنفکران بنام جامعه بودند اعلام کردم که این بنده حاضرم همه باورهایم را بدون هیچ استدلالی از هیچ منبعی حتی قرآن ، روایات یا هر منبع دیگری به نحوی بیان کنم که برای اهل دقت وانصاف تردیدی نماند.

    5-    سعی بلیغ جنابعالی در اثبات حقانیت شیعه و باورهایش بسیار مورد قدردانی است . ولی اولا نسبت دادن چیزهایی به آن بزرگواران که خود هم راضی نبودند کار بی اشکالی نیست . بااینکه خود آنها فرمودند: نزلونا عن الربوبیه . قولوا فینل کا شئتم و لن تبلغوا وما وصل الیکم من علمنا الا کلاف غیر معطوف – ما را از خدائی پایین بیاورید و هرچه می خواهید در باره ما بگویید . شما هرگز – به کنه علم ومقام ما – نمی رسید و بشما از علم ما جز یک الف تنها نمی رسد). ولی اینها دلیلی نیست که ما آنها را به عنوان معجزات آنها نقل کنیم. مرحوم حاج شیخ فرموده بودند اغلب چیزهایی که به عنوان معجزه برای این بزرگواران نقل می کنید، نشان مقام بزرگ آنها نیست و چه بسیار که این امور از دیگران هم سر می زند. اما اگر اینها را به عنوان علامتهای مقام شامخ آنها ندانیم ومعرفی نکییم، بایید بدانیم چه چیزی می توانیم بگوییم آنهم با ملاکهای شهودی. گفتن اینکه امام (ع) خاک را داد به کسی و در دستش طلا شد در ذهنهای این جوانان چقدر مشکل گشاست. ازآن گذشته آیا خود خداوند چنین کاری کرده است ؟ چون فرمودند: اباالله ان یجری الامور الا باسبابها. اینکه بگوییم : ان الله علی کل شیئی قدیر، مطمئنا دلیل خدا پسندانه ای نیست. چون او قانونمدار است . در قرآن در آیاتی می خوانیم که اگر خداوند می خواست مثلا سقف خانه آنها رااز طلا قرار می داد، ولی آیا این کار را برای کسی کرد؟ . وما من شیئی الاعندنا خزائنه وما ننزله الا بقدر معلوم. آنچه او می کند در داخل همان نظامی است که خود، آن را به عنوان سنت الله به علم وحکمت بالغه مقررو فرموده است که: لن تجد لسنه الله تبدیل ولن تجد لسنه الله تحویلا.

    6-     در مورد اشعار مرحوم حاج شیخ و استفاده ای که از آن اشعار در ارتباط ولایت با نبوت کردید، آنچه بنده می فهمم و در شرح منظومه مفصل نوشته ام، با مقاصد ایشان در آن اشعار بسیار متفاوت است که در این مختصر نمی گنجد وبه ملاقات حضوری محتاج است.

    سعید غفارزاده

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.

support
با ما در تماس باشید
درخواست پشتیبانی
Please Wait
Please Wait